سيد محمد حسن بني هاشمي خميني
587
توضيح المسائل مراجع ( فارسي )
شكار كردن با سگ شكارى مسأله 2609 اگر سگ شكارى حيوان وحشى ( 1 ) حلال گوشتى را شكار كند پاك بودن و حلال بودن آن حيوان شش شرط دارد ( 2 ) : اوّل : سگ به طورى تربيت شده باشد كه هر وقت آن را براى گرفتن شكار بفرستند برود و هر وقت از رفتن جلوگيرى كنند بايستد ( 3 ) ولى اگر در وقت نزديك شدن به شكار ، با جلوگيرى نايستد مانع ندارد ( 4 ) و احتياط واجب آن است كه اگر عادت دارد كه پيش از رسيدن صاحبش شكار را مىخورد از شكار او اجتناب كنند ، ولى اگر ( 5 ) اتفاقاً شكار را بخورد اشكال ندارد ( 6 ) دوم : صاحبش آن را بفرستد و اگر از پيش خود دنبال شكار رود و حيوانى را شكار كند خوردن آن حيوان حرام است . بلكه اگر از پيش خود دنبال شكار رود و بعداً صاحبش بانگ بزند كه زودتر آن را به شكار برساند اگر چه بواسطهء صداى صاحبش شتاب كند ، بنا بر احتياط واجب ( 7 ) بايد از خوردن آن شكار خوددارى نمايند ( 8 ) سوم : ( 9 ) كسى كه سگ را مىفرستد بايد ( 10 ) مسلمان باشد ( 11 ) يا بچهء مسلمان باشد كه خوب و بد را بفهمد ( 12 ) و اگر كافر يا كسى كه اظهار دشمنى با اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مىكند ( 13 ) سگ را بفرستد ، شكار آن سگ حرام است . چهارم : وقت فرستادن سگ ( 14 ) نام خدا را ببرد و اگر عمداً نام خدا را نبرد ، آن شكار حرام است ، ولى اگر از روى فراموشى باشد ( 15 ) اشكال ندارد ( 16 ) و اگر وقت فرستادن سگ نام خدا را عمداً نبرد و پيش از آن كه سگ به شكار برسد نام خدا را ببرد بنا بر احتياط واجب بايد از آن شكار اجتناب نمايد ( 17 ) پنجم : ( 18 ) شكار بواسطهء زخمى كه از دندان سگ پيدا كرده بميرد پس اگر سگ ، شكار را خفه كند ، يا شكار از دويدن يا ترس بميرد حلال نيست . ششم : ( 19 ) كسى كه سگ را فرستاده ( 20 ) وقتى برسد كه حيوان مرده باشد ، يا اگر زنده است به اندازهء سر بريدن آن وقت نباشد ( 21 ) و چنانچه وقتى برسد كه به اندازهء سر بريدن وقت باشد ( مثلًا حيوان چشم يا دم خود را حركت دهد ، يا پاى خود را به زمين بزند ( 22 ) ، چنانچه سر حيون را نبرد تا بميرد حلال نيست ( 23 ) ) * ( 1 ) گلپايگانى ، فاضل ، صافى : و يا اهلى وحشى شده . . ( 2 ) فاضل : هفت شرط دارد . . مكارم : هرگاه با سگ شكارى ، حيوان وحشى حلال گوشتى را شكار كند ، اين حيوان با پنج شرط حلال مىشود : . . ( 3 ) خوئى ، گلپايگانى ، تبريزى ، صافى ، زنجانى : و نيز ( تبريزى : بنا بر احتياط ) بايد عادتش اين باشد كه تا صاحبش نرسد از شكار نخورد ، ولى اگر ( خوئى ، تبريزى ، زنجانى : عادت به خوردن خونِ شكار داشته باشد يا ) اتفاقاً از شكار بخورد اشكال ندارد . [ پايان شرط اوّل ] سيستانى : ولى اگر پس از نزديك شدن به شكار و ديدن آن نتوان از او جلوگيرى كرد ضرر ندارد ؛ و اگر عادتش اين باشد كه پيش از رسيدن صاحبش از شكار مىخورد ضرر ندارد و همچنين اگر عادت به خوردن خون شكار داشته باشد اشكال ندارد ، ولى به احتياط واجب شرط است كه عادتش چنين